تبليغاتX
و خدایی که در این نزدیکیست ...

سلام علیکم آقا محمود، خوبی؟

نصف شبی درو چرا می کوبی؟

باز اومدی بگی که صبح شد پاشین

صبح شد و ظهر شد و غروب شد پاشین

باز اومدی بگی که وقت کاره

بابا چشای ما هنوز خماره

تا کی می خوای مزاحم ما بشی

تا کی می خوای وایسی و منت کشی

ببین همه خوابن از تو غافل

تو هم برو بخواب کنار ساحل

 

ولش بکن این ملتو بی خیال

برو سفر ایتالیا با عیال

تو هم بگو آزادی آی جوونا

تحریک بکن ملتو، مثل اونا

تو هم بگو گفتگوی تمدن

بعدش برو با لیزا رایس، نوش جون

 

ماها فقط خوراک خواب نازیم

بیدار بشیم واسه تو جوک می سازیم

می گیم که نقش یوسفو رد کردی

به دخترای احساسی بد کردی

 

می گیم زلیخا که پیر و کمون شد

یهو زیر کاپشن تو جوون شد!

بازم می خوای با ما کلنجار کنی؟

بازم می خوای 20ساعته کار کنی؟

 

چقدر می خوای تلاش کنی تو 4 سال

دورت تموم شد و نبرده ای حال

بودجه ملت دستته نشستی؟

زدی تو خط فقر و ساده زیستی؟

 

نشنیدی قبل تو چه حالی برده؟

چی گفته و چی برده و چی خورده

اهل و عیالو برده بود کاخ شاه

زندگی می کرد، شب و روز تو رفاه

 

ماشین شخصیش یه هواپیما

بود پول خریدش از کجا؟ از ما بود!

  

گرچه لباس روحانی تنش بود

ولی دمادم دنبال تنش بود

 

برگزاری کنفرانس برلین

رقص زنا تو جشن ایران زمین

دست دادنش با زنای اجنوی

با جووناش دست داده نه با بی بی

عکسهای جور وا جور با زنهای لخت

اینوری و اونوری و تمام رخ

 

شب با کیا بود کجا خوابید دیگه

تو موج سوم اینو شاعر میگه

سلامم را رسان لطفا " به باران

شكوفه هم اگر ديدي چه بهتر

نشد دريا سحر سارا صنوبر»

محمود ببین ممد چه حالی کرده

بیت المالو اینجوری خالی کرده

 

شرایط سردم داری همینه

وقتی بشر خوابه کی هست ببینه

مردم می گن روحانی عمومه

شال سیاه هم بسته، پس تمومه

تهمت بی جا نزنید معصومه

دور از گناه و مکروه وحرومه

  

نگید چقدر خرجای تفریحاش شد

نگید چقدر خرج یه افتتاش شد

 

نگید چقدر کسری بودجه داره

نگیده پولاشو کجاها میزاره

 

ممد و بیت المال و جیب عباش؟

دروغ می گن، پولا بوده از باباش

 

آره محمود، اینجوریاس ریاست

زندگی هست کشمکش و سیاست

 

18 تیر یادت می یاد چی بودش؟

نامه جام زهر کی بود عمودش؟

 

از نامه مخفیونه شنیدی؟

به بوش نوشته شده بود، فهمیدی؟

 

فهمیدی با اون همه یال و کوپال

نیروگاه نطنزو خوابوند 2 سال

 

روزنامه های زنجیری رو خوندی

تو توهیناش به مراجع نموندی

اون که می گفت تقلید کار میمونه

مقلد تیپ مایکل جکسونه

رضای خاتمی می گفت اون روزا

امام زمون تاخیر داره، استیضاح!

فکر امام خمینی مال حوزس

گنجی می گفت، آخه اونم تو روضس

 

اعلمی می گفت: اگه لازم باشه

استیضاح از امام حسینم جاشه!

بی بی می گفت از خاتمی شنیده

آبراهام صهیونیستم شهیده!

شعار اصلاحات تهش همینه؟

عکسای رهبر پاره رو زمینه

 

یک صد و بیست و هفت نفر بی حیا

تعارف جام زهر بدن به آقا

والله ان قطعتموا یمینی

وقتی نمی گی میشه این می بینی؟

 

تقصیر ممد نیست مقصر ماییم

بس که خمار و خواب و تو کماییم

محمود بازم می گی آقا غریبه

نامه من غریب الی الحبیبه

بازم می خوای بگی که سر داده هل

من ناصر ینصرنی بهجت

 

چقدر می گی کرببلا الانه

سید علی تنها تو نهروانه

چقدر می گی خدمت من به سر شد

ضد ولایت فقیه به در شد

 

بیدار بشید از بیست و دوی خرداد

داره بوی خاتمی دو میاد

 

نامه جام زهر دو تو راهه

فلاح ببین کدوم مهره سیاهه

 

محمود بسه، تموم کن این حرفا رو

نصف شبی اینور و اونور نرو

 

خدا بزرگه خودشه محافظ

خوابم می آد، برو دیگه خدا حافظ!!


فقط یه سوال از طرفدارن موسوی که ادعا میکنن اهانت به امام خمینی از طرف اونا نبوده دارم. میتونین این جمله رو برای من توضیح بدین:

« مرگ بر اصل ولایت فقیه »

؟؟!؟؟؟!؟!؟!؟؟؟!؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 19:7  توسط شهاب | 
جلبکهای سبز بدانند ما آماده ایم...

آنها «باید» پیراهن عثمان را زنده کنند و عاشورای سبز را فریاد کنند. چرا که نمیدانند این روزها و شب ها، لحظاتی از ماه خون- خنجر و شهادت است. چرا که در سرزمین کفر و خانه شیطان، حسین گونه بودن معنایی ندارد. و دیگر زمان اخطار نیست! و سبزهای امویِ ته ماندۀ غربی نیز خود را بارها آزموده اند.

آنجا که با فریاد «یاحیدر» چند بسیجی، تجمّع چند صد نفری شان همچو فرار عمروعاص از حضرت حیدر(ع)، پاشیده میشد! و این بار فریاد یا حسین است که امانِ فرار برای کسی ندارد.

و خودشان بهتر میدانند که دیگر جولانگاه شان،

همان جغرافیای چند هم قطار  ِ فاحشۀ رقّاص  ِ فراری ست!

و صدالبته، ما فقط گوشمان به فرمان رهبر است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 18:47  توسط شهاب | 

حتي خدا در اول والفجر و مريمش
سوگند خورده است به ماه محرمش
شبهاي قدر محترم و با فضيلت‌اند
اما نمي رسند به شبهاي ماتمش
جانم فداي محتشم خانواده‌ات
با اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتمش

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 19:37  توسط شهاب | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خداوندا ! تقدیرم را زیبا بنویس و کمکم کن آنچه را تو زود می خواهی ، ما دیر نخواهیم و آنچه را تو دیر می خواهی ما زود نخواهیم...

نوشته های پیشین
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
پیوندها
دفتر مقام معظم رهبری
وب سایت احمدی نژاد
وبلاگ شخصی رئیس جمهور
بصائر بندرگز / استادم. کربلائی
دست نوشته های یک پسر بیست/حاج رحیم
گپ های دوستانه /بهشته جون
مدیریت فرهنگی-هنری / مهرزادجون
انجمن شهریوری ها/ خوناشام
پایگاه شهید مطهری/ یه ایرانی
پایگاه شهید همت / یه بسیجی
باران بی ابر / ایمان
امام زادگان عشق/آرمان
دلنوشته هایی از سیاست/ نانی
تایپ نوشته های یک زمینی/یک زمینی
گلستان/ پسر شجاع
یا لثارات الحسین/خادم الحسین
عشق فقط یک کلام علی (ع)/ رضا
دست نوشته های یک دانشجو/ امیرحسین ثابتی
خدایی کربلات بهشته/ محسن بلالی
طلبه عاشق / سید احمد
نیایش/ راضیه خانوم
اشک آتش/سید حمید
عصر ظهور/ حسین
انا مجنون الحسین/حامد
خدا کند فردا تنها نباشیم/ ساغر
مجیر / عاشق حسین (ع)
سلام مهندس / منتظر
عاشق رهبر حامی دولت/ A.M.H
درسایه سار معرفت/ بهار جون
یادگاری از دفاع مقدس / عمو مجید
طرفدار دو آتیشه ولایت / حامد
ترنم زندگی / ترنم
نوشته های یک دانشجو / محسن
22 خرداد1388 /علی میرزائی
نینوا / خادم الزهرا(داوود)
موقوفه عشق زینب / استاد تنها
وبلاگ محمدامین / محمدامین
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

 بصائر بندرگز ... کربلایی
گروه ديدبان خرم آباد و خدایی که در این نزدیکیست . . . شهاب